شنیدهام که میگویند خوابهای بد و کابوسها احتمالا
بازتابی از زندگی روزمره تان است. مخصوصاً اگر تکرار شوند باید مراقب
باشید. این خوابها را من هم دیده ام، شبهایی که از ترس خوابها و اتفاقات
عجیب و غریبشان از خوابیدن طفره رفته ام. از ترس اینکه کسی در خواب
بمیرد، کسی دنبالت بدود، یکی بخواهد بهت تجاوز کند، یکی بخواهد تو را
بکشد، تو بخواهی کسی را بکشی، ترس سقوط از بلندی ها، ترس دوباره کنکور
دادن، ترس تنهایی و هزار ترس دیگر. احتمالا خیلیهایشان به اتفاقت یا
خبرهای روزمره مربوط بوده.
اما این روزها قصه به کلی عوض شده، در روز آرام نیستم و نگرانیهای مختلفی دارم. شبها اما خوابهایم مرا میبرد به یک دنیای دیگر. خیلی یادم نیست چه خوابهایی میبینم اما بیدار شدن سخت است. یک هوو که وقت بیدار شدن میرسد در همان عالم خواب کلی دلگیر میشوم، کلی نگرانم از بیدار شدن. اگر یادم میآمد که چه خوابهایی میبینم شاید بیشتر میتوانستم بنویسم. اما به هر حال خواب یک دنیایی است که هر چند میدانم خیالی است اما دوستش دارم، خیال آرامی است. البته کی گفته که خواب دنیای واقعی نیست، شاید خواب دنیای واقعی است و بیداری دنیای خیال. بعد ما دم مرگ یا در آخرت بفهمیم کهای دل غافل، همه ی عمر اشتباه میکردیم وای کاش بیشتر خوابیده بودیم. من که اگر به چنین بینشی برسم حتما به خواب دوستان و آشنایان میآیم و بهشان میگویم که دوست عزیز بیدار نشو، همین جا صفا کن، آن بیرون چیزی منتظرت نیست، خبری نیست، اگر هم هست تهش هیچ چی نیست. البته او احتمالا قبول نخواهد کرد، زود از خواب میپرد، روح من را مورد عنایت قرار میدهد و میدود که از نوشتن تزش عقب نماند.
اما این روزها قصه به کلی عوض شده، در روز آرام نیستم و نگرانیهای مختلفی دارم. شبها اما خوابهایم مرا میبرد به یک دنیای دیگر. خیلی یادم نیست چه خوابهایی میبینم اما بیدار شدن سخت است. یک هوو که وقت بیدار شدن میرسد در همان عالم خواب کلی دلگیر میشوم، کلی نگرانم از بیدار شدن. اگر یادم میآمد که چه خوابهایی میبینم شاید بیشتر میتوانستم بنویسم. اما به هر حال خواب یک دنیایی است که هر چند میدانم خیالی است اما دوستش دارم، خیال آرامی است. البته کی گفته که خواب دنیای واقعی نیست، شاید خواب دنیای واقعی است و بیداری دنیای خیال. بعد ما دم مرگ یا در آخرت بفهمیم کهای دل غافل، همه ی عمر اشتباه میکردیم وای کاش بیشتر خوابیده بودیم. من که اگر به چنین بینشی برسم حتما به خواب دوستان و آشنایان میآیم و بهشان میگویم که دوست عزیز بیدار نشو، همین جا صفا کن، آن بیرون چیزی منتظرت نیست، خبری نیست، اگر هم هست تهش هیچ چی نیست. البته او احتمالا قبول نخواهد کرد، زود از خواب میپرد، روح من را مورد عنایت قرار میدهد و میدود که از نوشتن تزش عقب نماند.